دفتر تبليغات اسلامى شعبه خراسان

123

مسائل مستحدثه پزشكى ( فارسى )

إلحاقه بهما سواء انتقل إلى رحم المرءة أو رحم صناعيّة . « 1 » همان‌طور كه ملاحظه مىشود ، امام خمينى در آخرين سطر از مسئلهء ياد شده ، اين نكته را تذكر داده‌اند كه اگر ثابت شود بچّه از نطفهء پدر و مادر متكون شده ، بدون شك در صاحب نطفه بودن پدر ، مادر نيز صاحب نطفه است و مادر او محسوب خواهد شد . بنابراين در اين فرض ، اگر نطفهء مرد و زن را بگيرند و در دستگاه بگذارند ، آن دو پدر و مادر اين بچّه به شمار مىآيند و احكام حرمت نسبى و توارث بين آنان ثابت خواهد شد . بر همين اساس ، جاى اين سؤال وجود دارد كه : اگر پدر و مادر آن نطفه كه بارور شده و به بچّه تبديل شده مشخص هستند ، به چه دليلى برادر يكديگر و خواهر يكديگر ( بر فرض اينكه هر دو مذكر يا مؤنث هستند ) و يا خواهر و برادر يكديگر ( بر فرض مذكر و مؤنث بودن ) محسوب نمىشوند ؟ و حال آنكه به جهت صحيح بودن نسبت پدر و مادر با بچّه ، بچّه‌ها را نيز بايد برادر و خواهر بدانيم ، زيرا برادر و خواهرى بر نسب بار مىشود و بدان‌گونه كه قبلا گفتيم ، اساس نسب همان تولد فرزند است . اكنون اگر ديگر بار ، معناى نسب را بررسى كنيم ، خواهيم ديد كه فقيهان بين پدر و مادر و برادران فرقى نمىگذارند . بنابراين احكام بنوّت و ابوّت و اخوّت به همين شكل بايد بار شود مگر اينكه دليل خاصى وجود داشته باشد . علّامه ملا احمد نراقى در مستند الشيعه در بحث ارث مىنويسد : المقدّمة الثانية في موجبات الإرث و هي اثنان بالاستقراء و الضرورة من الدليل النسب و السبب ، و المراد بالنسب عرفا اتّصال بين شخصين عرفا بالولادة شرعا ، فخرج بقولنا عرفا من يتّصل بالآخر اتّصالا بعيدا عرفا ، كاتّصالهما بالولادة من آدم أو النبيّ أو غيرهما ، و بقولنا شرعا ولد الزنا ، و دخل به من ألحقه الشارع و لو لم يعلم الولادة ؛ « 2 »

--> ( 1 ) . همان ، ص 623 . ( 2 ) . ج 2 ، ص 686 .